velayati_salman@yahoo.com

989121792490+

نشست و جلسات علمی با مرحوم دکتر پروفسور کردوانی
بیشتر بخوانید


وقتی که رساله فوق لیسانس خود را می‌نوشتم برخلاف دیگر دوستان و همکلاسی ها که در رشته‌های مختلف به مختصر اندوخته‌ای از کار علمی قناعت می‌کردند. من علاوه بر آنکه مسئولیت شاخه زمین شناسی جهاد دانشگاهی را در دست داشتم و دوستان مرتباً توصیه می‌کردند که یکی از این طرح‌ها را به عنوان فوق لیسانس خود قرار بده در اندیشه دیگری بودم. ای کاش توصیه دوستان رو گوش می‌کردم تا رساله فوق لیسانس خود را به سهولت می‌گذراندم اما من در اندیشه دیگری بودم و دوست داشتم که کار نویی را در رساله فوق لیسانس خود انجام دهم. به همین خاطر محدوده ای بزرگ حدود ۶۰۰ کیلومتر مربع را در غرب فیروزکوه با مرکزیت روستای رودافشان انتخاب کردم. چه انتخاب خوبی بود این محدوده از نظر زمین شناسی بسیار فوق‌العاده و پیچیده بود، چرا که در این منطقه هیچ نقشه‌ زمین شناسی از قبل تهیه نشده بود . این محدوده برای اولین بار توسط حقیر مورد تفحص زمین شناسی قرار می‌گرفت. محدوده مورد مطالعه تز فوق لیسانس من دقیقاً در قسمت جنوبی و جنوب شرق دکترای اشتایگر قرار داشت. اشتایگر یکی از زمین شناسان بزرگ آلمانی بود که در قسمت‌های شمال و شمال غربی منطقه مورد مطالعه من را سالها قبل یعنی حدود ۶۰ سال پیش محدوده را تحت بررسی‌های زمین شناسی قرار داد. محدوده بسیار وسیع‌تر یعنی از حدود o حوالی روستاهای ارجمند و لزور از توابع فیروزکوه در شمال و جاده تهران به فیروزکوه در جنوب مورد مطالعه قرار داد. نقشه زمین شناسی تهیه شده توسط او از بهترین مطالعات زمین شناسی کشور بوده و هنوز هم آن را نتوانسته اند تغییر دهند و همچنان پابرجاست. زمانی که من در محدوده رساله فوق لیسانس خود مشغول مطالعات دقیق زمین شناسی بودم و مقاطع سنگ شناسی ،کانی شناسی، چینه شناسی و زمین شناسی ساختاری منطقه را بررسی می‌کردم متوجه رخ نمونی از ماده معدنی بوکسیت در منطقه سفید کمر مزداران فیروزکوه شدم. این محدوده در جنوب جاده تهران به فیروزکوه و شمال روستای مزداران قرار گرفته است. یادم هست که اولین برخوردم با بوکسیت زمانی بود که هیچ جاده‌ای در منطقه وجود نداشت لذا با اسب مقاطع زمین شناسی را طی می‌کردم و آنها را ترسیم می‌نمودم. آن روز یک روز بسیار جالب همراه با باد معروف به تورنه بود که سوار بر اسبم متوجه رخ نمون بوکسیت گردیدم. در آن زمان بوکسیت را نمی‌شناختم و تا آن موقع هیچ نمونه‌ای از بوکسیت در آزمایشگاه به ما نشان داده نشده بود. من یک نمونه از بهترین قسمت بوکسیت را برداشتم و آن را مورد آزمایش قرار دادم آزمایشگاه در آن زمان ۶۰ درصد اکسید آلومینیوم را برای من گزارش نمود. یعنی میزان اکسید آلومینیوم بوکسیت در این نمونه‌ها ۶۰ الی ۶۵ درصد بود. تمام نمونه‌ها را با آقای مرحوم دکتر بازرگانی مورد بررسی قرار دادم و متوجه حضور بوکسیت در حد معدنی در شرق استان تهران گردیدم . در ادامه فعالیت‌های معدنی خود پس از آنکه بخش اعظمی از کار رساله را انجام داده بودم و زمانی بود که میبایست جمع‌بندی اطلاعات می‌کردم و شروع به نوشتن می‌نمودم، افق های تشکیل بوکسیت را کاملاً تشخیص داده و بر کشف آنها مسلط شدم. به همین خاطر چون می‌دانستم که بوکسیت در یک افق خاص زمین شناسی بین سازند شمشک و ملافرهای تریاس بالایی تشکیل شده است و نباید در جای دیگری به دنبال آن گشت، بدون درنگ این افق را تعقیب نموده و در جنوب روستای سربندان و در مجاورت ده شاهبلاغی رخنمون های عظیمی از بوکسیت را کشف نمودم. این محدوده معدنی بوکسیت در سال ۱۳۷۲ مورد درخواست اداری من قرار گرفت. از آنجایی که وارد به مراتب اداری معدنی شده بودم محدوده شاه بلاغی را به نام مادرم خانم فرخ لقا ولایتی درخواست دادم. در آن زمان به علت حمایت بیش از حد از فعالیت‌های معدنی بلافاصله اداره کل معدن استان تهران مرا مورد تشویق قرار داد و محدوده را به عنوان بزرگترین معدن و اولین معدن استان تهران به خانم فرخ ولایتی ثبت نمود. این معدن بزرگ که همچنان به عنوان بزرگترین معدن بوکسیت از حد فاصل غرب کشور تا معدن و کارخانه جاجرم در حوالی سبزوار و مشهد مطرح بوده به عنوان تنها معدن بوکسیت نیمه شمالی کشور محسوب می‌گردد. معدن مذکور توسط بنده مورد بهره‌برداری قرار گرفت.در گزارش پایان عملیات اکتشافی بیش از ۱۲ میلیون تن ذخیره بوکسیت با عیار بالا را حقیر طبق مطالعات و گزارش‌های زمین شناسی برای این محدوده در نظر گرفتم. از آنجایی که معادن بزرگ در آن زمان دولتی اعلام می‌شدند به سفارش دوستان تناژ معدنی را کاهش داده و پروانه بهره‌برداری را با حدود یک میلیون تن اخذ نمودم. معدن مذکور از همان سال‌ها تا کنون همچنان فعال بوده و یکی از بزرگترین و مهم‌ترین معادن در استان تهران به حساب می‌آید. تنها خاطره جالبی را که می‌توانم در خصوص اکتشاف پشت سرهمی بوکسیت مطرح کنم این است که کار شناسان اداره کل معادن فلزات استان تهران به نوعی به موضوع من حسادت می‌کردند چرا که پس از کشف بوکسیت‌های سفید کمر و شاه بلاغی در ادامه افق تشکیل بوکسیت ، معدن بوکسیت زان را در جنوب روستای بزرگ جابان کشف نمودم. به این ترتیب به خاطر درخواست بیش از حد در کشف بوکسیت در استان تهران مدیر اداره کل آن زمان به من گفت که باید از این سه بوکسیت یکی را رها کنید چرا که حرف‌های زیادی پشت سر توست به همین خاطر مجبور شدم بوکسیت زان را که از آن دو معدن بوکسیت ضعیف تر بود رها کنم، که ای کاش رها نمی‌کردم. معدن بوکسیت زان از بی‌کیفیت‌ترین معادن بوکسیت استان تهران می‌باشد ولی از آنجایی که می‌توانست بخشی از نیازهای کارخانه سیمان دماوند یا سیمان شمال را تامین نماید، شری شد برای فعالیت‌های معدنی من، این معدن توسط آقای قاسمی که دارای باغ سیب در جنب رخنممون‌های بوکسیتی بود و با حمایت کارشناسان اداره کل معادن‌ تهران ثبت و به عنوان معدنی دیگر از بوکسیت ثبت شد. کارشناسان اداره کل معادن استان تهران که دوست داشتند بر علیه بنده حرکتی را انجام دهند کمک شایانی به آقای قاسمی کرده و معدن بوکسیت زان به نام آقای قاسمی رقم خورد. بعدها در رقابت با ارسال بار بوکسیت به کارخانه سیمان دماوند شری برای فعالیت‌های معدنی من شد که مرا همیشه مورد اذیت قرارمیداد. در قراردادهای ارسال بوکسیت به کارخانه سیمان دماوند صدمات زیادی را به خاطر کاهش قیمت بر من وارد کرد. از اینکه بوکسیت زان را کشف نمودم و بیهوده به حرف‌های حسادتمندانه بچه‌های اداره کل آن زمان استان تهران گوش کردم و معدن بوکسیت زان را رها نمودم همچنان نادم و پشیمان می‌باشم.