velayati_salman@yahoo.com

989121792490+

نشست و جلسات علمی با مرحوم دکتر پروفسور کردوانی
بیشتر بخوانید


یادم هست زمانی که دانشجو بودم و یکی یکی مفاهیم کانی شناسی شناسی را می‌خواندم همیشه از اساتیدم این سوال رو می‌پرسیدم که یادگیری این مطالب چه نفعی برای من در آینده خواهد داشت. متاسفانه اساتید ما این امکان را نداشتند که شرایط کاربردی مفاهیم درسی را توضیح دهند و منافع شناخت کانی‌ها و سنگ‌ها را در آینده شغلی ما ترسیم نمایند. به همین دلیل همیشه یک بحث و جدلی بین من و اساتید بسیار خوب ما وجود داشت. اکثر اساتید فارغ التحصیلان فرانسه بودند و آنچه که تدریس می‌کردند نمونه‌های جهانی بود و کمتر داده‌هایی از ایران را بلد بودند به همین خاطر برای من که درایران رشد کرده بودم و کشورم را به شدت دوست می‌داشتم همیشه ناراحتی درونی وجود داشت که چرا اساتید از پتانسیل‌های معدنی کشور من بی اطلاع هستند
برای مثال وقتی که مرحوم دکتر پروفسور فرقانی کانی شناسی غیر سیلیکات‌ها را تدریس می‌کردند و مشخصات فیزیکی شیمیایی آنها را به ما درس می‌دادند برای من سوال بود که این کانی‌ها کجا به دردم خواهد خورد و در صنعت چه نقشی خواهند داشت. مثلاً کانی سلستین یا باریتین یا فلورین یا کلسیت و یا براکس چه اثرهایی را در صنعت کشورم می‌گذارند و چقدر مهم هستند. مرحوم پروفسور فرقانی با اشتیاق خاصی از سوالات من استقبال می‌کردند اما جوابی نداشتند چرا که در آن زمان از نگاه صنعتی به این کانی‌ها توجه نمی‌شد. دکتر فرقانی دریایی از اطلاعات کانیهای غیر سیلیکاته بود اما کاربردهای آنها را به خاطر نوع تحصیل و نگاه علمی محض که تحصیلات خود را کشور فرانسه گذرانده بود زیاد نمی‌توانست توضیح دهد. این عقده‌ای شده بود که هیچگاه نه تنها در کانی شناسی بلکه در سنگ شناسی و در فسیل شناسی — چینه شناسی و در تکتونیک که راهگشای اصلی معادن و شناخت ذخایر آنهاست به علمی بودن محض آنها توجه نکنم. پس از گذراندن دوره لیسانس و ورود به فوق لیسانس که تماماً با بی‌میلی آن مقطع قبلی را گذرانده بودم و فقط می‌خواستم که مدارک تحصیلی بالاتری را تجربه کرده باشم. شاخه زمین شناسی را در جهاد دانشگاهی دانشکده علوم دانشگاه تهران به راه انداختم از آن پس به تدریج و آرام آرام به بحثهای کاربردی مواد معدنی پرداختم. یادم هست با حداقل اطلاعات علمی به کارخانه روغن نباتی تهران مراجعه داشتم و گفتم برای مصرف بنتونیت شما من میتوانم معدن معرفی کنم. از آنجایی که برای اولین بار شاخه زمین شناسی جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران را ایجاد کرده بودم. فرصتی پیش آمد تا برای معرفی کانی‌ها از نظر صنعتی و کاربردی اقداماتی را انجام‌ دهم در این زمان شرایطی برای من به وجود آمد تا اطلاعات معدنی خویش را حداقل در شرق تهران در این مرحله از فعالیت جهاد دانشگاهی شروع کنم تا علاوه بر شناخت بدانم چه اثراتی این کانی‌ها در صنعت کشور دارند. همچنین بدانم در کجا های کشور می‌توان آنها را شناسایی کرد تا توان اکتشافی خود را ارتقا دهم بدين ترتيب آرام آرام به شناخت و یافتن ذخایر این کانی‌ها در شرق تهران پرداختم. پس از اتمام جنگ تحمیلی ایران و عراق هنوز نگاه جنگ در من که یک بسیجی قبل از دانشگاه بودم وجود داشت. به همین خاطر اولین کانی که برای اکتشاف آن اقدام نمودم کانی‌های سودانیتر و نیتر یعنی شوره بودند. این کانی‌ها در ساخت باروت به کار می‌رفتند تجربه‌ای که من از ساخت باروت داشتم به دوران قبل از دانشگاه برمی‌گشت که اهالی محل ما با مخلوط کردن درصد هایی از ترکیب شوره و زغال و گوگرد باروت می‌ساختند. به همین خاطر من نیز راه ساخت باروت را برای جنگ همیشه به همراه خود و در ذهن خود داشتم. بدین ترتیب در شناسایی و یافتن اولین ذخایر سودانیتر و نیتر در شرق تهران اقدام نمودم مرحوم دکتر اخروی که از اساتید برجسته ما بودند کویر دامغان را به من معرفی کردند. در این کویر پلایای دارای شوره وجود داشت اما از نظر اقتصادی بسیار ضعیف بودند. من برای ادامه کشف شوره به سمت کربناته ها در اطراف ایلام کشیده شدم در آنجا به علت وجود غارهای کارستی و فضولات جانوری همچون خفاش‌ها ترکیبی از شوره را به دست آوردم ولی همچنان از نظر اقتصادی و معدنی ارزش آنچنانی را نداشتند. سپس متوجه شدم که در اطراف دهدشت در سنگ‌های کربنات سازند آسماری کانی‌های سودانیتر و نیتر در اندازه‌های میکرونی تشکیل شدند اما چگونگی استحصال آنها برای ما بسیار سخت بود. به همین خاطر به نوشتن یک جزوه گزارشی کوچک به عنوان پتانسیل‌یابی شوره در جهاد دانشگاهی قناعت کردم